ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
101
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
جسمانى و پيروى نيروهاى بدنى و غفلت آنها از مبدايى كه از آن جدا شدهاند و توجّه نكردن به آن ، گفته مىشود و همچنين است بيدارى يعنى همانطور كه بر به كار بردن حواسّ ظاهرى براى اسباب ياد شده به صورت حقيقت گفته مىشود ، بر روى آوردن نفس به قبلهء واقعى و نقش بستن آن در صورتهاى واقعى عالم قدسى به عنوان مجاز اطلاق مىشود . توضيح مناسبت مجاز در مورد خواب اين است كه چون نفس در هنگام سرگرميش به دلبستگيهاى بدنى ، به سوى جناب مقدس حق توجّه نمىكند و نفس به سبب آن از نقش پذيرى به صورت معقولات وامىماند از اين نظر به سرازير نشدن روح نفسانى به طرف حواس ظاهرى شباهت دارد و بدان سبب از نقش پذيرى به صورت محسوسات وامىماند . توضيح مناسبت مجاز در مورد بيدارى اين كه بيدارى حسّى عبارت از آن است كه محسوسات در صفحهء حسّ مشترك نقش بندند چون حواس ظاهرى از وارد شدن روح نفسانى به آن منصرف مىباشد . همچنين بيدارى عقلانى عبارت از نقش بستن لوح نفس به صورت معقولات از مبدأ آنهاست و سببش آن است كه نفس به صورت معقولات اقبال و توجّه مىكند . چون مطالب ياد شده را دانستى بايد بدانى كه مقصود امام ( ع ) از مرگ ، جدا شدن از زندگى است و منظورش از خواب و بيدارى در اين جا دو معناى مجازى آنهاست و پس از آن كه بر مناسبت مجاز آگاه شدى با چشم بصيرت پرده از راز اين كلمه بر مىدارى كه محقّقا مردم در آرامگاه دنيا خفتهاند و تا از آن جدا نشوند بيدار نمىگردند . آن گاه بر تو آشكار مىشود كه اين قضيّهء مهمله اى است كه در حكم قضيهء جزئى مىباشد و بى شك اين حكم مخصوص ما سواى درجهء سبقت گيرندگان است چون آنان هميشه بيدارند به صورت خواب كه از آرامگاههاى طبيعت هجرت كرده و در درياى وصول به حق شناورند . پس بقيهء افرادى كه در خوابند درجات مختلفى دارند و نزديكترين آنها به بيدارى نفسى است كه تنها به خاطر سرگرمى به مصالح بدن و پيروى نفس از نيروهاى بدنى از توجّه به حق متعال بازداشته شده اين سرگرمى نفس ، به امورى است كه براى ادارهء بدن و برآوردن نياز آن به مقدارى كه لازم است ضرورى مىباشد و شريعت آن را رخصت داده است . اين حالت پس از آراسته شدن نفس به شناختى است كه از دليل و برهان نشأت گرفته باشد در حالى كه شرايط ايمان را هم رعايت كند . و سختترين نفوس از نظر فرو